
گشتانه نهم_ سفرهای کوچک ما
گشتانۀ نه، قصه یک روز معمولی و متفاوت رفتیم محلهی عربها؛ جایی کاملاً جدید. هیچوقت گذرم به آنجا نیفتاده بود. اسمش را هفتهی پیش در

گشتانۀ نه، قصه یک روز معمولی و متفاوت رفتیم محلهی عربها؛ جایی کاملاً جدید. هیچوقت گذرم به آنجا نیفتاده بود. اسمش را هفتهی پیش در

گلمکان، دره سحرانگیز کشوه ساعت هفت و چهل دقیقه ایستگاه هفت تیر بودیم. با یک مینیبوس و گروهی از گردشگران، زن و مرد، راهی درهٔ

باید بارها بنشینم و عکسهایت را تماشا کنم، من که سالها از کنار تو گذشتهام، چون عابری گیج و خاموش، غرق در افکار خود، بیآنکه

میان سبزی زمین و آبیِ آسمان باغ مشهد در نزدیکی فرودگاه، پذیرای گردشگران بسیاری است. اگر چه من و خیلیها مثل من از وجود چنین

گشتانه پنجم دیروز، شنبه بود. هرچند روز کاری محسوب میشد، اما به دلیل بالا بودن شاخص آلودگی هوا، مدارس نواحی هفتگانهی مشهد تعطیل بود. جالب

سفر پاییزی به زشک دیروز با کولهپشتی دستباف، اثر بانوان هنرمند بختیاری رفتیم گشتانه. پاییز، چشمها را بیقرار و دلها را پریشان میکند. هر جا

طعم آرامش در طرقبه دیروز، چهارشنبه صبح، بعد از خوردن صبحانه، من و همسرم یک کولهپشتی کوچک از خوراکی برداشتیم و رفتیم گشتانهی ۳. همسایه

کوهسنگی دلم کوهستان میخواهد، کوهِ سنگی کوهی که جانش از سنگ است، سنگهای تراشیده دانههای ریز و براق به هم چسبیده، یک دست و متراکم.

«گشتانه»، واژهای تازه برای تجربههای شهری «گشتانه» یعنی جاهایی که ارزش گشتن و دیدن دارند؛ مکانهایی که با قدم زدن در آنها میتوان شهر را