میان سبزی زمین و آبیِ آسمان
باغ مشهد در نزدیکی فرودگاه، پذیرای گردشگران بسیاری است.
اگر چه من و خیلیها مثل من از وجود چنین مکانی بیاطلاع بودیم، اما به مدد فضای مجازی و تبلیغات آنلاین در یکی از روزهای اخیر، پی به وجود این باغ زیبا بردیم و برای دیدنش خانوادگی گشتانه ششم را ترتیب دادیم.
مکانی امن برای گذراندن ساعاتی خوش در خلوت و قدم زدنهای تماشایی محو در خرمی باغ
با قطار شهری در ایستگاه غدیر پیاده میشوی و با کمتر از ده دقیقه پیادهروی باغ میرسی.
در باغ مشهد، نزدیک فرودگاه، هر چند دقیقه، پرواز آدمها را میبینی؛ سوار بر خانههایی فلزی که آسمان را میشکافند.
تکنولوژی دو بال از جنس فلز بر شانههای بشر بسته است تا بیآنکه بال بزند یا اسیر باد شود، ساعتها بر فراز ابرها در گردش باشد؛
گاه در روشنای روز، گاه در خلوت شب.
درون آن محفظهی فلزی زندگی ادامه دارد؛ کسی چای مینوشد، دیگری در خوابی عمیق فرو میرود.
یکی کتاب میخواند، یادداشت مینویسد دیگری از پنجرهی کوچک به گذشتههایش خیره میشود و عکس میگیرد تا لحظه را نگه دارد.
در باغ مشهد پیرزنان و مردانی در کنار فرزندان و نوههایشان با آرامشی سبز در رگهایشان به آرامی راه میروند.
موقع عکس گرفتن، دست در گردن هم میاندازند، لبخند میزنند و با شوق کودکانهای میپرسند:
«عکسم خوب افتاد؟»
آوای پرندگان درهم میآمیزد و موتورهای برقی، سهچرخهها و اسبهایی آرام از کنارت میگذرند.
قطاری کوچک، خستگان را به این سو و آن سو میبرد تا بیآنکه قدمی فرسوده شود سراسر باغ را ببینند و خاطرهای قاب کنند.
در کنار دریاچه عدهای تکهنان در آب میریزند و شور و شتابی در میان ماهیهای رنگی میافکنند.
موسیقی ملایمی در هوا میپیچد و دل را به سکوتی شیرین میبرد.
گوشهای مینشینی، ذهن را خاموش میکنی و در خلوتی نرم، روزهی سکوت میگیری.
میشد تا شب ماند و نورپردازیهای شبانه باغ را دید. اما قرار ناهار در رستوران سنتی باباقدرت داشتیم. بنابراین ساعت سه از باغ بیرون آمدیم.
دلم میخواهد یک بار دیگر عصرانه باغ مشهد بروم و زیباییها و هیجان و همهمه باغ را در سکوت شب و چشمک ستارگان آسمان تماشا کنم.
مهتاب صادقی
۱۴۰۴/۸/۲
عکسهای بیشتر را در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرامم دنبال کنید.







آخرین نظرات: