
خاطرهنویسی خلاق
خاطرهنویسی خلاق؛ جایی برای بازآفرینی خودمان گاهی فکر میکنم خاطرهنوشتن فقط ثبتِ آنچه گذشته نیست؛ نوعی بازگشت است. بازگشتی آرام به لحظههایی که شاید سالها

خاطرهنویسی خلاق؛ جایی برای بازآفرینی خودمان گاهی فکر میکنم خاطرهنوشتن فقط ثبتِ آنچه گذشته نیست؛ نوعی بازگشت است. بازگشتی آرام به لحظههایی که شاید سالها

امروز برام یه روز خاصه… سالروز آسمانی شدن پدرم امروز یاد اون روزا افتادم که پدرم با تمام وجود دوستم داشت برام احترام قائل بود

ارزش ننوشتن برای دومینبار انگشت سبابهاش را گذاشت روی گزینه بستن، و نوشتن را به روی اعضای گروه بست. همه کسانی که در گروه بودند،

اولین روز مدرسه، اولین تجربه ❤️عزیزتر از جانم، «تو در هر جای این مرزوبوم که باشی، چشم امید ایرانزمینی و آینده را خواهی ساخت. اینک

این قسمت: رتیل پشت میز کارم در اتحادیه نشسته بودم و نامهها را بررسی میکردم و بنا به مقتضا و محتوا، دستورات لازم را در

این قسمت: اراده خداوند و معجزه ورزش من در این پیشامد دو نیروی بزرگ را دخیل میدانم؛ خواست خداوند رحمان و اثرات غیر قابل انکار

این قسمت: عمر دوباره نویسنده: عباس صادقی صبح روز ۲۹ اسفندماه سال ۹۴ که مصادف با تولد دختر بزرگم بهاره است، به قصد پارک ملت

این قسمت: آپارتمانهای مرتفع نویسنده: عباس صادقی صبحانه من اکثر اوقات آمیختهای بود از ماست خیکی، گردو، کره و عسل، در حالی که دوستان صبحانه

این قسمت: نجات سگ سفید نویسنده: عباس صادقی شعار فعالیت بدنی و تحرّک، لازمه یک زندگی سالم و با نشاط است، سرلوحه زندگیم شده

یک شب، خواب مادرم را دیدم، یک کاسه میوه خشک، در دستش بود. گفتم: ” مادر جان، از کجا آوردی؟” گفت: “فاطمهخانم، دخترعمویت داد.” روزی