
خاطرات یک کوهنورد(قسمت هفتم)
این قسمت: کولهبار تجربه به قلم: عباس صادقی تحویل و تحوّل که معمولا در سیستم اداری بین مدیران و مسئولین اتفاق میافتد در بروکراسی اداری

این قسمت: کولهبار تجربه به قلم: عباس صادقی تحویل و تحوّل که معمولا در سیستم اداری بین مدیران و مسئولین اتفاق میافتد در بروکراسی اداری

مامای قهرمان:🌹 محترم خانم یک دختر، یک خواهر، یک همسر، و یک مادر فداکار بود. او مامای یک روستا، یک بخش و یک ولایت

این قسمت: کار جوهر زندگی نویسنده: عباس صادقی در این مرحله قبول بازنشستگی و کنار آمدن با این پدیده و فراموش کردن که بودم، برای

نویسنده: عباس صادقی اگر میخواهی همچنان که به سن و سالت اضافه میشود از عمرت کم نشود و این تناقض زیبا را در زندگیات

✍🏻نویسنده: عباس صادقی اندک زمانی نگذشته بود که جان پناه دوم در شعاع دید ما ظاهر شد. نزدیک ظهر بود گروه خسته از یک راهپیمائی

✍🏻نویسنده: عباس صادقی این قسمت: فریزی فریزی را واقعا میتوان روستای نور و روشنائی نامید. مغازهها با لامپهای بزرگ غرق نور شده و در

این قسمت: سگهای ولگرد ✍🏻نویسنده: عباس صادقی من کارمند سازمان تعاون روستائی بودم و در قوچان خدمت میکردم و در خیابان قائممقام و در

📝نویسنده: عباس صادقی حیات دوباره با یاد و نام خدای مهربان سلام میدهم به تو ای هموطن، در یک صبح دلانگیز بهاری درحالی که هفتاد