برابرهای فارسی به جای واژه‌های بیگانه

کلمات فارسی را فراموش نکنیم

دیشب دوستی متنی برایم فرستاد از نویسنده‌ای پیشکسوت که از اعضای انجمن نویسندگان پیشکسوت است.

ایشان در آن نوشته از به‌ کار رفتن واژه‌های بیگانه در زبان روزمره مردم گلایه کرده بود.

نوشته پر از شور و غیرت بود، اما در لحنش نوعی قهر با نسل امروز به گوش می‌رسید.

با خودم فکر کردم زبان مثل رودخانه است.
در مسیرش از شاخه‌ها و جوی‌های دیگر هم می‌گذرد، تأثیر می‌گیرد و تأثیر می‌گذارد.

همان‌طور که امروز هزاران واژه عربی، ترکی، فرانسوی یا روسی در فارسی ما جا افتاده‌اند، بی‌آن‌که ما را از ریشه جدا کنند.

اما در عین حال، زبان فارسی زنده و توانمند است؛ می‌تواند برای هر واژه‌ی بیگانه، معادل زیبا و ریشه‌دار خودش را بسازد.

پس به‌جای قهر یا سرزنش، شاید بهتر باشد نسل جدید را دعوت کنیم به شناخت و لذت بردن از واژه‌های فارسی.

اگر با احترام و مهر از زبان خود سخن بگوییم، در دل‌ها جا باز می‌کند.

برای همین تصمیم گرفتم به‌جای بازنشر گلایه‌های آن نویسنده محترم، کاری کوچک انجام دهم:

هر روز، یکی دو واژه‌ی رایج غیرفارسی را معرفی کنم و برابر فارسی‌اش را بنویسم،
تا کم‌کم یادمان بیاید زبان فارسی چقدر زیبا، کشش‌دار و زنده است.

زبان ما خانه‌ی ماست؛ بیایید با عشق از آن نگهداری کنیم.

مهتاب صادقی
۱۴۰۴/۸/۵

۱- واژه بیگانه‌ی «استوری» (Story)

برابر فارسی: داستان، روایت، حکایت، خاطره، لحظه

در اصل، Story یعنی قصه یا روایت.

زبان فارسی از قدیم سرشار از واژه‌های زیبا برای این مفهوم بوده:
داستان، روایت، سرگذشت، خاطره، حکایت.

پس می‌توانیم بگوییم:

«داستان امروز من را ببین»
یا «روایت کوتاهی از روزم را نوشتم»

✍🏻هر بار که به‌جای واژه‌ی بیگانه، برابر فارسی را به کار می‌بریم، در واقع به زبان خودمان جان تازه می‌دهیم. 🌱

#برابرهای‌فارسی

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط