سلام به امروز
به یکشنبه سلام کن،
سری به آینه بزن،
در آینه چه میبینی؟
به آینه نگاه کن،
لبخند بزن
بگو که دوستش داری
بگو که حاضری برای شادیاش قدم برداری،
برای همانی که در آینه میبینی
بگو که پای دوست داشتنش میایستی
برای امروزت طرح بریز، نقشه بکش
برای کارهای شدنی، نه پیچیده و نشدنی
روی کاغذ، روی آینه، روی تابلو
بنویس: «امروز تکرار نخواهد شد، تمام خواهم کرد.»
قبل از هر کاری
برای خودت یک لیوان آب گرم،
یک استکان چای ساده، یا طعمدار بریز،
بی هیچ مزاحمتی، چاییات را بنوش،
مزهاش را بچش،
قبل از آن که سرد شود
خودت را خسته نکن،
کارهای امروزت را بچین و برایشان زمان بگذار؛
صبح، ظهر، شب
قبل از خواب در بارهی کارهایت بنویس
هرآنچه را انجام دادی و ندادی،
از احساست بگو
همه را با دقت بنویس
تو تمام تلاشت را کردی،
برای کارهایی که تیک زدی، به خودت آفرین بگو
نتیجه چندان مهم نیست،
تو باحوصله و بیحوصله،
کارهای ممکن را پیش بردی و غر نزدی
تو برای امروز، کافی بودی
بی حسرت دیروز و ترس از فردا
تو هر کاری میتوانستی، کردی.
حالا چند نفس عمیق بگیر و بخواب🫠🥱
مهتاب صادقی
۱۴۰۴/۵/۵
#روزبهروز
#رشدفردی
من امروز سلام به یکشنبه را تحت تأثیر احساسات درونی، با هشتگ #روزبهروز، #رشد فردی در کانال تلگرامم منتشر کردم.
امروز صبح قبل از آن که از جا برخیزم، احساس بیحوصلگی داشتم. متوجه درونم شدم. برای آنکه خودم را از سردرگمی درآورم، به امروزم و حجم کارهایی که داشتم اندیشیدم. متن کوتاه سلام به یکشنبه را نوشتم و ساعت 7 صبح در کانالم منتشر کردم.
صادقانه بگویم تمام کلمات این متن از درونم جوشید و در ادامه به یک پست تلگرامی و یک متن هزار کلمهای در وبسایتم منتشر شد.
با یک مرور ساده، یک توجه کوتاه به احساسات قلبی و حالات شخصی، قبل از آن که برخیزم و کاری انجام دهم با خودم آرام گفتگو کردم و متوجه شدم ذهنم خسته است و نمیخواهد کاری انجام دهد.
کمکم به ایده روزبهروز برای کارآمدی امروزم رسیدم و امروزم با این نگاه، جدید و زیبا شد.
ما هر روز، نیاز به انگیزه داریم برای برخاستن. یک انگیزهی درونی.
درون ما محل آمدوشد احساسات ماست. احساسات و ذهنیات در طول روز دست به دست هم میدهند و یک روز خوب یا ناخوب را برای ما رقم میزنند.
امروز یکشنبه، نه آخر شب که اول صبح، حال و حوصله هیچ کاری ن در حالی که کارهای زیادی داشتم. کارهای زیادی در صف انتظار بودند که من فقط باید برمیخاستم و بیبهانه انجامشان میدادم.
این راهکارها را بارها در رهایی از دام کمالطلبی، شنیدهایم؛
این که بیتوجه به نتیجه کار باشیم، نتیجهگرا نباشیم و فقط روی فرایند متمرکز شویم و تلاش کنیم هر کاری را در زمان خود بیکمالطلبی انجام دهیم.
کمالطلبی منفی باعث این گفتگوی درونی میشود؛ «حالا که من نمیتوانم کارم را بینقص و اشتباه انجام دهم، پس قید کار را میزنم و هیچ کاری انجام نمیدهم، یا به بعد موکول میکنم.»
میدانید بعد از این تصمیم چه چیزی سراغ ما میآید؟ خودسرزنشی.
ما بعد از هر اهمالکاری که برچسب زیبای کمالطلبی به آن میزنیم، دچار خودسرزنشی میشویم و برچسبهای منفی و ناروایی به خود میچسبانیم.
این رفتار ناپسند، حال ما را تا پایان روز خراب میکند. هفته را به هم میریزد و از اهدافمان دور میشویم.
متأسفانه این اتفاقات باعث میشوند به مرور زمان بر حسب عادت اهمالکاری را نه در قالب برچسب که به شکلی واقعی زندگی کنیم.
داشتم حین نوشتن این مطلب به ترکیب #روزبهروز فکر میکردم. این که چرا این هشتگ را از سال جدید زیر نوشتههایم میزنم. آیا دلیل خاصی دارد، یا ناخودآگاهم این هشتگ را بر قلمم جاری میسازد؟
بیشتر که فکر کردم دیدم #روزبهروز تا امروز برایم مفیدی بوده. توانستم کارهای روزانه را نه تمام کمال، بلکه به طرز عجیبی انجام دهم، کار مورد علاقهام، یعنی نوشتن را در تلگرام و گروه درسی جدیدم جدی بگیرم و رشد کنم.
چه خوب است ماجرای این هشتگ را در اینجا بنویسم و با شما خوانندگان عزیز در میان بگذارم.
این که نگاهم را از کلینگری و نوشتن لیستهای بلندبالا به سمت جزئینگاری و گامهای روزبهروز تغییر بدهم. همانطور که از یلخی انجام دادن کارها با تمرکز بر کیفیت کار، فاصله گرفتم.
من این روزها برخلاف گذشته برنامهریزی سفت و سخت و سنگین برای روزهایم ندارم. هر کاری را طی روز بر اساس لیست کارهایم انجام میدهم تیک میزنم تا ذهنم خوشحال شود.
پیشنهاد میکنم شما هم برای هر روز یک سری کارها را لیست کنید. در کنار کارهای مهمتر علامت ستاره بگذارید و طبق کتاب قورباغهات را قورت بده، در اولین فرصت انجام دهید.
الان که این مطلب را مینویسم، بیش از 70 درصد کارهای لیستم را انجام دادم و تیک زدم. بابتش راضی و خوشحالم.
لازم است هر وقت کاری را انجام میدهیم به خودمان آفرین و دستمریزاد بگوییم.
اگر به آخرین پستم توجه کنید، از انتشارش زمان زیادی میگذرد. من در این مدت حوصله و وقت کافی برای نوشتن در وبسایتم نداشتم. ذهنم برای نوشتن و انتشار در اینجا خسته بود.
شاید به این دلیل که مطلبی قابل انتشار ننوشته بودم. یا شاید دچار کمالطلبی بیمارگونه شده بودم. (صادقانه بگویم، تمام این شایدها بهانهتراشی ذهن است.)
و من امروز برای نوشتن این متن بلند و ارتباط با شما عزیزان، سایتم را بهروزرسانی کردم. کاری که کردم فوقالعاده بود، جزو برنامه امروزم نبود.
این همت به دنبال پرداخت دومین هزینه پشتیبانی سایتم به آقای قائدی بود. من امروز به خاطر این گام بزرگ، یک جایزه بزرگ به خودم بدهکارم.
اثربخشی مطلب سلام به یکشنبه آنقدر زیاد بود که روزم را ساخت. من به خاطر انجام به موقع کارهایم، این متن را نوشتم و به خودم آفرین گفتم.
من معتقدم انسان همیشه با کارهایی که انجام میدهد به خودش انرژی میبخشد، نه قولهایی که میدهد و منتظر معجزه میماند.
ما با نوشتن و انجام کارهای لیست شده، انرژی ژرف درونی و شادی عمیقی را تجربه میکنیم. شادیی که از بیرون تزریق نمیشود بلکه از درون میجوشد.
گزارش کارهایی را که امروز از صبح تا شب انجام دادم، مرحله به مرحله بخشی را در دفتر سررسید امسالم نوشتم، برخی را در فایلی از ورد ذخیره کردم.
گزارشدهی به خود باعث میشود متوجه اهمیت برنامهریزی روزانه باشیم، روند لحظهای کارها، میزان توانایی و کارآمدی خود را ببینیم و زمان صرف شده برای هر کار را در نظر بگیریم.
این شیوه یادداشتبرداری، یا گزارشدهی راه را برای برنامهریزیهای بهتر هموار میسازد. من از فرآیند برنامهریزی روزبهروز برای امروزم راضی و خوشحالم.
بیشک منظم بودن، برنامهریزی روزانه، یادداشتبرداری و انجام به موقع کارها، به دور از هر گونه کمالطلبی وسواسگونه، ما را در مسیر اهداف کوتاهمدت و درازمدت، ایمن و استوار نگه میدارد و موجب رشد و شکوفایی فردی و رضایت قلبی میشود.
مهتاب صادقی




آخرین نظرات: