کارگاه خاطرهنویسی خلاق، جایی برای آشتی با قلم، شنیدن صدای درون و نوشتن با آگاهی
از جلسه صفرم کارگاه خاطرهنویسی خلاق که در ۷ اردیبهشت آغاز شد، تا جلسه هفتم که دیروز، ۱۸ خرداد برگزار شد، مسیر دلنشین و پرباری را در مؤسسه اکنون، کنار هم طی کردیم. مسیری که بیش از هر چیز ما را به خودمان نزدیکتر کرد. این کارگاه تا 29 خردادماه ادامه دارد.
این کارگاه با یک هدف ساده اما عمیق شکل گرفت:
یاد بگیریم با قلم آشتی کنیم، با آن دوست باشیم و حرفهای دلمان را روی کاغذ بیاوریم.
در این جمع صمیمی، قلم و کاغذ فقط ابزار نوشتن نبودند؛ ما آنها را بهعنوان دوستهای امین و محرم راز خودمان دیدیم؛ همراهانی که میتوانند شنوندهی بیقضاوتِ احساسات، تجربهها، ترسها و امیدهای ما باشند.
وقتی نوشتن را از یک وظیفهی خشک به یک رابطهی زنده و صمیمی تبدیل میکنیم، کاغذ میشود جایی امن برای گفتوگو با خود؛ جایی که میتوانیم بیواهمه، بیپرده و بیداوری بنویسیم.
یکی از تجربههای مهم این جلسات این بود که فهمیدیم نوشتن فقط ثبت خاطره نیست، بلکه راهی برای واکاوی درون و رسیدن به خودشناسی است.
گاهی یک مسئلهی مبهم و سنگین در ذهنمان داریم؛ چیزی که نامش را درست نمیدانیم، اما حضورش را حس میکنیم. در کارگاه یاد گرفتیم که میتوانیم آن مسئله را به شکل یک سؤال روشن درآوریم و با روش «پنج چرا» به ریشهی آن نزدیک شویم.
در این شیوه، یک نگرانی یا مشکل را از خودمان میپرسیم:
چرا اینطور احساس میکنم؟
سپس پاسخ را مینویسیم و از دل همان پاسخ، پرسش بعدی را استخراج میکنیم. این روند را پنج بار ادامه میدهیم تا کمکم سرنخ اصلی پیدا شود.
در واقع ما با نوشتن، مثل یک قاضی بیطرف به پاسخهای خودمان نگاه میکنیم؛ نه برای سرزنش، بلکه برای فهمیدن. و همین فهمیدن است که گرهها را باز میکند.
برای نمونه، یکی از تجربههای شخصی من در همین جلسات این بود که از خودم پرسیدم:
چرا از رفتن به سوی هدفی که برای خودم در نظر گرفتهام، میترسم؟
با ادامه دادن این گفتوگوی درونی، متوجه شدم که بزرگترین ترسم، ترس از آسیب دیدن جسم و کم آوردن در مسیر است. در ادامه، دوباره پرسیدم:
چرا این نگرانی در من شکل گرفته است؟
و پاسخها یکییکی من را به این نقطه رساندند که صدای درونم نگران سلامتی من است. این نگرانی، اگرچه از جنس ترس بود، اما در حقیقت پیامی مهم در خود داشت:
مراقب باش. با آگاهی حرکت کن. از خودت غافل نشو.
وقتی این لایهی پنهان را دیدم، فهمیدم که ترسم دشمن من نیست؛ فقط نیازمند شنیده شدن است.
من هم با نور منطق و دلیل به او پاسخ دادم:
این هدف قرار نیست به سلامت من آسیب بزند. من مراقب چشمهایم، گردنم، سر و شانههایم هستم. اگر مشکلی پیش آمد، پزشک هست. قرار نیست خودم را تا مرز فرسودگی پیش ببرم.
و این گفتوگو آرامشبخش بود. چون وقتی ترس شنیده میشود، دیگر تبدیل به مانع نمیشود؛ تبدیل به آگاهی میشود.
این همان جادوی نوشتن است:
نوشتن، ما را به خودمان برمیگرداند.
ما را از آشفتگی ذهنی به وضوح میرساند.
از هیاهوی احساسات، به فهم میبرد.
و از فهم، به انتخابهای روشنتر.
در این کارگاهها، علاوه بر خاطرهنویسی و خودکاوی، به زبان فارسی و نشانههای نگارشی هم پرداخته میشود. نشانههایی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در واقع، نقش بسیار بزرگی در درست نوشتن و درست فهمیده شدن دارند.
یکییکی نام آنها را میبریم، کاربردشان را توضیح میدهیم و با مثالهای ساده و روشن نشان میدهیم که هر نشانه کجا و چگونه باید استفاده شود.
برای بچهها، این بخش از کارگاه بسیار جذاب است؛ چون تازه میفهمند که نوشتن فقط کنار هم گذاشتن کلمات نیست. میفهمند که علامتهایی مثل:
- ؟ برای پرسش،
- ! برای شگفتی و تأکید،
- ، برای مکث و جداسازی،
- ؛ برای پیوند معنایی,
- ( ) برای توضیح و یادآوری،
- _ برای تأکید یا جدا کردن،
- « » برای نقلقول و برجسته کردن کلام و …
همه در جای درست خود، به نوشته جان میدهند و معنا را روشنتر میکنند.
این آشنایی با نشانههای نگارشی، نهتنها مهارت نوشتن را تقویت میکند، بلکه به کودکان و نوجوانان کمک میکند تا از همان ابتدا دقیقتر، منظمتر و زیباتر بنویسند. و چه چیزی زیباتر از اینکه نوشتن، هم ابزار بیان احساس باشد و هم وسیلهی یادگیری و رشد؟
کارگاه خاطرهنویسی خلاق، برای ما فقط یک کلاس آموزشی نیست؛
یک فضای امن برای گفتوگو با خود،
یک میدان برای کشف لایههای پنهان ذهن و دل،
و یک تمرین برای زیستن آگاهانهتر است.
در این مسیر، هر خاطره میتواند یک کلید باشد؛
هر پرسش میتواند یک چراغ باشد؛
و هر خطی که روی کاغذ مینشیند، میتواند ما را یک قدم به فهم بهتر زندگیمان نزدیکتر کند.
اگر بخواهم خلاصه بگویم، این کارگاه به ما یاد میدهد که:
- با قلم آشتی کنیم،
- از نوشتن نترسیم،
- دغدغههای درونی خود را بشنویم،
- با روش پرسشگری ریشهی مسائل را پیدا کنیم،
- و در کنار آن، نوشتن درست و زیبا را نیز بیاموزیم.
و شاید مهمتر از همه اینکه:
نوشتن میتواند ما را به خودمان برساند.
مهتاب صادقی





آخرین نظرات: