رشد فردی با برنامه ساده هفت‌روزه خودشناسی

مقدمه بر چالش هفت‌روزه خودشناسی

رشد فردی یعنی، اثرات هر خوردنی که می‌خورم بر بدنم بدانم.
رشد فردی یعنی، برای تغذیه‌ سالم برنامه منظم و شفابخش داشته‌باشم. سبد غذایی‌ام مفید و متنوع باشد.

شاید مانور دادن روی برنامه غذایی بسامان در شرایط نابسامان فعلی خوابی خوش و رؤیایی شیرین باشد!

شاید، هر لحظه در ناقوس جنگ دمیده‌شود و طومار آرزوها در هم پیچده‌شود، آیا توجه به رژیم غذایی و خواص خوردنی‌ها در شرایط فعلی کاری بیهوده‌ نیست؟

به نظر می‌رسد مشکلات و نگرانی‌ها، تمرکز بر حفظ سلامتی و توجه به رشد فردی را زیر سؤال نمی‌برد. رشد فردی بیشتر از آن که نیاز به شرایط ویژه و راحتی خیال داشته‌باشد، آگاهی می‌طلبد.
ما تا زنده هستیم، تا نفس می‌کشیم، تا غذا می‌خوریم و راه می‌رویم، نیاز به رشد و آگاهی فردی داریم.

همراه شدن با مطالب مفید کتاب‌ها و منابع معتبر برای سلامتی جسم و آرامش روحی، یکی از وظایف مهم و نشانه بصیرت و آگاهی ماست.

آگاهی از نگاه و تحلیل اندیشمندان در موضوع رشد، لازم و کاربردی است.

مطلبی را که در زیر می‌خوانید، نویسنده‌اش را نمی‌شناسم. لحظه‌ای که خواندم و عمیق‌تر شدم، تکانی خوردم. متن را با پوست، گوشت و استخوان‌هایم، با مصداق‌هایی که خودم می‌دانم تأیید کردم.

به همین دلیل وارد دوره کوتاه مدت خودشناسی شدم. می‌خواهم آگاهانه ببینم، بیندیشم و بنویسم. خودم را بیشتر بشناسم، با سلامتی وجودم چه کردم و چقدر مراقب خودم هستم.

«شریک واقعی زندگی شما کیست ؟

*مادر شما؟
*پدر شما؟
*پسرتان؟
*دخترتان؟
*همسرتان؟
*دوستانتان؟

_خیر، هیچ کدام نیستند.
_پس کیست؟

_شریک واقعی زندگی شما،👈 بدنتان👉است.
آن زمانی که بدن شما از حرکت بایستد، و دیگر پاسخگو نباشد، هیچ کدام از این افراد بالا نمی‌توانند کاری برای شما انجام دهند.
شما و بدنتان از ابتدای تولد، تا لحظه مرگ در کنار یکدیگر هستید.

هر آنچه که شما با بدنتان انجام می‌دهید، مستقیما به شما بازخواهدگشت و یکی از مهمترین مسئولیت‌های شما در زندگیست‌.

هر چه بیشتر از آن مراقبت کنید، بدنتان نیز بیشتر از شما مراقبت خواهد کرد.

آنچه که می‌خورید، آنچه در جهت متناسب نگه‌داشتن آن انجام می‌دهید، آنچه که در رابطه با استرس‌هایی که به شما وارد می‌شود انجام می‌دهید،
هر میزان که استراحت به آن می‌دهید،
دلایلی هستند که بدن شما چگونه به شما پاسخ دهد.

بدن شما تنها آدرس دائمی است که شما در آن زندگی می‌کنید.
بدن شما تمامی سرمایه، دارایی و تعهدات شماست، که هیچ‌کس نمی‌تواند در آن با شما شریک باشد.
بدن شما مهم‌ترین مسئولیت شما در زندگی‌ست، زیرا تنها شریک واقعی زندگی شماست.

*از آن مراقبت کنید.*

*پول و ثروت می‌آید و می‌رود.*
*حتی دوستان نیز دائمی نیستند.*

*به یاد داشته باشید هیچ کس به غیر از خود شما نمی‌تواند به بدن شما کمک کند.

_چگونه؟
_پرانایاما برای ریه‌های شما
_مدیتیشن برای ذهن شما
_یوگا برای تمامی بدن شما
_پیاده‌روی و کوهپیمایی برای قلب شما
_غذا و خوراک مناسب برای دستگاه هاضمه شما
_افکار خوب و مناسب برای روح شما
_و کارما(عمل) خوب، برای کل جهان هستی که در خدمت شماست.

در میان 27 نوع احساس، حس غم با 120 ساعت، ماندگارترین حس در بدن انسان است.
ولی شادی فقط 36 ساعت عمر دارد.

میزان ماندگاری احساس‌ها در بدن به ترتیب عبارتند از:
*غم 120 ساعت*
*نفرت 60 ساعت*
*شادی 36 ساعت*
*درماندگي، امید، اضطراب، ناامیدی و خشنودی 24 ساعت*
*حسادت 15 ساعت*
*آرامش 8 ساعت*
*اشتیاق 6 ساعت*

غم را به دلت راه نده، كه بيرون كردنش خیلی سخته.»

*همواره سلامت و شاد باشید*

نویسنده: ناشناس

آن‌چه من از متن بالا فهمیدم:

نویسنده متنی که خواندید، ناشناس است.
در متن «بدن ما شریک واقعی ماست»، اگر اعداد و ارقام درست باشند، ما نیاز داریم روزمان را هرروز بسازیم.

بعضی‌ حس‌ها مثل اشتیاق، یا انگیزه، به شارژ چندباره در روز نیاز دارد.
آرامش درون هشت ساعت دوام می‌آورد و در شبانه‌روز سه بار باید شارژ شود.

آگاه بودن به حس حسادت که چون خوره از درون ما را می‌خورد، ۱۵ ساعت طول عمر دارد.
یعنی چند بار در روز باید حواسمان به بازگشت این حس باشد، درحالی که ما شرمگینانه این حس را در خود پنهان یا رد می‌کنیم.

به نظرم خشنودی با کلید انجام وظیفه و سپاسگزاری شارژ می‌شود.
درماندگی، امید، ناامیدی و اضطراب می‌توانند یک شبانه‌روز ما را درگیر کنند و حالِ روز ما را به هم بریزند.

بهتر است خبرهای شادی‌بخش را هر ۳۶ساعت بشنویم و با پراکندن شادی، دوامش را بیشتر کنیم.

نفرت از هرچیزی می‌تواند شب و روزمان را خراب کند. قلب ما برای نفرت طراحی نشده، قلب منبع عشق و شور است.
قلب با نور عشق می‌تپد و سرخی عشق را در رگ‌ها به جریان می‌اندازد.
مبادا نفرت را ساعت‌ها نگه داریم و وجود خود را آلوده تنفر کنیم.
هر روز در سرزمین وجودمان بذر دوستی و صفا بکاریم.

و غم که سرور احساسات منفی است. اگر ریشه‌یابی و حل نشود، خوره جان می‌شود و وجود نازنین ما را ذره‌ذره آب می‌کند.

غم، غم کاهنده نه غمی که رشد و آگاهی به دنبال دارد قاتل شور و شعف آدمی است، بخصوص غم از دست دادن‌ها، تنهایی‌ها که من زهرش را در دوران نوجوانی و عنفوان جوانی چشیده‌ام.
تلخی‌غم با هیچ شیرین‌کننده‌ای گرفته نمی‌شود.

اگر راه‌کارهای توصیه‌شده را در متن جدی بگیریم و به کار ببریم، می‌توانیم از شدت اثر و وسعت غم بکاهیم، وگرنه افسردگی ناخواسته به سراغ‌مان می‌آید و می‌شویم آدمی که نباید بشویم.

پس آگاهانه هرروز چند بار نفس‌ عمیق بکشیم، از یوگا استفاده کنیم. پیاده‌روی کنیم. غذای سالم و مفید، به اندازه بخوریم و سبک زندگی رشددهنده را انتخاب کنیم.

افکار خوب مثل غذای خوب، موجب نشاط روح است.
همیشه یک فکر خوب در طول روز داشته باشیم.

روز خوب با فکر خوب ساخته‌می‌شود؛
مثل؛ تلفن زدن به یک نفر که دوستش داریم.

نوشتن پیام امیدبخش، و سپاسگزاری از کسانی که دوستشان داریم.
کمک به دیگران. هرآن‌چه در توان داریم، دریغ نکنیم.

همچنین کارما، توجه به عمل و برگشت اثر آن به خود، در جهان بیرون و درون.

ما به دنیا پیام خوب می‌فرستیم و جواب خوب دریافت می‌کنیم.

بیایید خودخواسته، جهان بیرون را با نگاه به دنیای درون، زیباتر بسازیم.

مهتاب صادقی

دوره هفت روزه خودشناسی به ما چه می‌گوید؟

در این جا شما را به دوره هفت‌روزه خودشناسی دعوت می‌کنم که ساده است. می‌توانید بنویسید، می‌توانید صحبت کنید. در یک مکان امن و راحت بنشینید و حرف بزنید. حرف زدن در این مورد، مثل نوشتن مؤثر است.

برنامه هفت روزه خودشناسی اولیه

در این مرحله یک برنامه ۷ روزه ساده و کاربردی داریم، تا برای شروع خودشناسی عمیق‌تر آماده بشیم.
پس هر روز فقط ۱۵ تا ۲۰ دقیقه وقت بذار و بنویس، یا حرف بزن.

همین تمرین‌های ساده، تأثیر عمیقی خواهند داشت.

روز اول: ارزش‌های زندگی من

بنویس: «چه چیزهایی برای من در زندگی واقعاً مهم است؟»

حداقل ۵ ارزش اصلی‌ات را پیدا کن (مثل: صداقت، رشد، آرامش، عشق، استقلال…).

بعد بنویس چرا این ارزش‌ها برایت مهم‌اند؟

روز دوم: نقاط قوت و توانمندی‌هایم

لیستی از ۱۰ ویژگی مثبت خودت بنویس (می‌تواند مهارت، ویژگی اخلاقی یا استعداد باشد).

از خودت بپرس: در چه کارهایی دیگران از من کمک می‌خواهند؟

سعی کن مثال‌هایی واقعی از زندگی‌ات برای هر ویژگی بیاوری.

روز سوم: نقاط ضعف و چالش‌هایم

صادقانه بنویس: «چه ویژگی‌ها یا عادت‌هایی باعث شده‌اند در گذشته به مشکل بخورم؟»

به جای قضاوت کردن، با کنجکاوی نگاه کن.

سعی کن بفهمی این ضعف‌ها از کجا ریشه می‌گیرند.

روز چهارم: ترس‌ها و نگرانی‌هایم

بنویس: «بزرگ‌ترین ترس‌های من چیستند؟»

بعد بنویس: «اگر از این ترس‌ها عبور کنم، چه چیزهایی در انتظارم خواهد بود؟»

این تمرین کمک می‌کند بفهمی چه چیزهایی جلوی رشدت را گرفته‌اند.

روز پنجم: آرزوها و رویاهایم

سوال کن از خودت: «اگر هیچ محدودیتی (زمان، پول، قضاوت دیگران) وجود نداشت، دوست داشتم چه کارهایی بکنم؟»

هر چقدر هم که رویاهایت غیرواقعی به نظر برسد، بنویس.

روز ششم: الگوها و افرادی که تحسین می‌کنم

لیست ۳ تا ۵ نفر از افرادی که تحسین‌شان می‌کنی را بنویس (واقعی یا خیالی).

مشخص کن: چه ویژگی‌هایی در آنها را دوست داری؟ چرا؟

این تمرین کمک می‌کند بفهمی به چه انسانی می‌خواهی تبدیل شوی.

روز هفتم: منِ ایده‌آل (خودِ آینده)

تصور کن ۵ سال آینده خودت را.

بنویس: من دوست دارم چه انسانی شده باشم؟ چه کارهایی انجام داده باشم؟ دیگران من را چطور توصیف کنند؟

بنویس چه عادت‌های جدیدی باید بسازم، تا به آن نسخه برسم؟

همراهان عزیز، بعد از این هفت روز، از یک‌شنبه آینده با برنامه سی روزه خودشناسی پیش خواهیم رفت.

روز یک‌شنبه را به دو دلیل برای شروع دوره انتخاب کردم یکی به خاطر هماهنگی عددها، دلیل دوم همزمانی با اتفاق خاصی بود که در 19 مردادماه 1400پیش آمد.

دوست داشتید، می‌توانید از لینک آبی بالا بخوانید.

مهتاب صادقی
۱۴۰۴/۵/۱۹

 

 

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط