
خاطرات یک کوهنورد( قسمت بیست و چهارم)
این قسمت: مهندس شمعی نویسنده: عباس صادقی یکی دیگر از مدیران تاثیرگذار در زندگی اداری و روابط اجتماعی من در تقابل با آدم های جدیدی

این قسمت: مهندس شمعی نویسنده: عباس صادقی یکی دیگر از مدیران تاثیرگذار در زندگی اداری و روابط اجتماعی من در تقابل با آدم های جدیدی

این قسمت: نجات از مرگ حتمی استقامت من آن روز، جلو رئیس سازمان و اعاده حیثیت بچههای اتحادیه از من چهره محبوبی برای آنها بجای

این قسمت: سپاهی ترویج آبادانی نویسنده: عباس صادقی غروب یک روز بارانی بهار، سال ۴۸، من به اتفاق دو نفر و هر سه سپاهی ترویج

این قسمت: مهندس اسکندری حال که زمان فراغتی پیش آمده و دوران نقاهت این فرصت را فراهم کرده است، وظیفه یک رئیس را در قبال

این قسمت: باغ گیلاس نویسنده: عباس صادقی کار در صندوق با حال و هوای مخصوص به خودش و در کنار دوستان ادامه داشت. کار آنها

این قسمت: درهی شمخال نویسنده: عباس صادقی با گروه همنورد تصمیم گرفتیم به درهی دیدنی و منحصربهفرد شمخال برویم. زمان و محل قرار ساعت ۶

این قسمت: دره برکت نویسنده: عباس صادقی کیسهگونی مدارک را به کمک آقای زیدانلوئی از ماشین پیاده و به صندوق برده و داخل کمد متروکهای

این قسمت: ادامه حرکات ورزشی نویسنده: عباس صادقی رسیدیم به حرکات مربوط به ناحیهی کتف، شانهها و مهرههای اتصالی گردن به کمر از بالا شروع

پرسشها چه فوایدی برای پرسشگر دارند؟
چه پرسشهایی ما را پیش میبرند، یا از ادامهی راه باز میدارند؟

این قسمت: ورزش و نرمش در یک صبح زیبا نویسنده: عباس صادقی قسمت اول: بعد یکی دو دور دویدن در محیط پارک و نرم شدن